به اجبار

به اجبار
37

«خب من الان بهتون 6 پارت بدهکارم سعی میکنم امروز بزارم ولی کلاس دارم شاید نتونم»

_این فیک ربطی به اعضا در واقعیت نداره فقت از تخیلات یه دختره و ما از اسم و فیس اعضا استفاده میکنیم تا شما بتونید برای یه چند دقیقه که رمانو میخونید خودتونو جای زن یا خواهر برادرو..... تصور کنید_

=به نام بنگتن=


جین. یاح یاح اینا دوباره پریدن به هم
ات. گمشو شاشم میاد
تهیونگ. منم
دن. برید دسشویی اتاق ما
کوک. نهههههههههههههههه
تهیونگ. دیر گفتی رفتم
یا خودااااااااااااا کوک این دختره اینجا چی میگی مگه من نگفتم برو گمشو بیرون از اینجا
جیا. عشقم ببخشید دگه بخدا داشتم فیلم بازی میکردم
تهیونگ. گمشو
(راستش اصلا نمدونم دارم چی مینویسم)
بعد از صبحونه

ات. امروز کجاییم
نامی. سونا
کوک. بیبی یکم غذا بخور لطفا
دن. نموخام
کوک. لطفا
دن. نمیخام تو دیگه با من هیچ نسبتی نداری
کوک. هانی
(الامت ها: دن&ات_تهیونگ+کوک=نامجون~جین٪ یورا#شوگا@جیمین£یونا€جیا¥هوپی^سوجین*)
(براشون الامت گذاشتم بقیههم با اسم نشون میدم=فرعی هارو منظورمه=)
&گمشو
=چرا
&دوست ندارم
=ولی من دارم
&تو دیگه ددی من نیستی میرم یکی دیگه رو پیدا میکنم
=جرعت داری
دن با سرعت با طرف اتاقشون رفت کوک هم دنبالش رفت بعد چند مین همه اماده شدن دن کوک هم اماده شدن باهم اشتی کردن و رفتن سونا.......

عشقام این یکی از پارتا فعلا داشته باشید تا احتمالا شب بزارم♥


پشمای ریخته من وقتی لایک نمیکنی کامنتم نمیزاری همینطوری میخونی رد میشی👇🏻

🥲🍃
دیدگاه ها (۷)

پارت چهارم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتهمراه جیا وارد کلاس شدیم و...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۸ | «نقشه‌ی کوچی...

𝓹𝓪𝓻𝓽40(اتو یونجون لباساشون سته یه لباس آبیه راه راهی از زیرم...

#درخواستیپارت ۳که یهو همه وارد دستشویی شدن و خشکشون زد...چند...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط