عذاب

عذاب


پارت ۱۲


ویو ات:
همه میخندیدن منم سریع اسلحه رو از جانگ شین گرفتم و یه گلوله تو مغز اون ه.رزه ی بی فانوس خالی کردم بعدم جنازشو از تو پنجره ی اتاقم انداختم پایین و بادیگاردا انداختنش تو دریا واقعا حیف دریا بود جنازه ی یه ج.نده توش باشه بعدم برگشتم سمت جنا و جانگ شین خیلی متعجب بهم خیره بودن منم گفتم چیه نگا داره بعدم رفتم آب خوردم گرفتم خوابیدم اون دوتا هنوزم بهم خیره بودن گفتم تا اون باشه دیگه نصف شب نپره وسط خواب یه پرنسس هردوشون خندیدن و رفتن منم خوابیدم
ویو صبح کوک:
با صدای جین از خواب بیدار شدم که گفت:
~:داداش از تو بعید بود بیدار نشده باشی ساعت دههههههه(ده آخرشو با داد گفت)
سریع از جام پریدم و با چشمای خواب آلود بیدار شدم و...

ادامه دارد...

ببخشید این پارت کمه ولی در عوضش ۲ پارت دیگه میزارم ولی اون پارت قبلی نه لایک خورده نه کامنت👋🏻✨💔
دیدگاه ها (۷)

خببب بچه ها الان میخوام یه لطف بزرگ بهتون بکنم✨😌باید برید رو...

عذابپارت ۱۳ویو کوک:سریع بیدار شدم و رفتم سرویس یه آبی به صور...

عذابپارت۱۱ویو ات:چشمام داشت گرم میشد که پنجره ی اتاقم شکست ب...

عذابپارت ۱۰ویو کوک:تا سرمو چرخوندم ات با سرعت به سمت در عمار...

پارت سه بلاخره------------------------------دیدم که همین که ...

عشق ممنوع p6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط