من نه عاشق بودم

من نه عاشق بودم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من . . .

من خودم بودم و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزید . . .

من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت

گر چه در حسرت گندم پوسید

من خودم بودم و هر پنجره ای

که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود . . .

و خدا می داند ، بی کسی از ته دلبستگیم پیدا بود . . .
دیدگاه ها (۳)

ابری میان چشمهایم خانه داردآغوش وا کن تا کمی چشمم بباردامشب ...

زمستانـــ بــود و بـےتـــابـے ، دلمـــ جایـے فـدآیـے شـدنفـس...

بدنم داغ شده مست شدم انگاریبی مروت بده یک ذره مرا دلداریتو ...

من که شاعر نیستم تا عاشق شعرم شویمن فقط یک عاشقم بگذار تا شع...

رمان تهیونگ

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟕𝟗بی توجه به آقای کای از...

✨On the way to liberation{ part ۵۹ }🌷- جیمین ازش فاصله بگیر....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط