.
.
تو را دل برگزید و کار دل شک بر نمی دارد
که دیوانه هرگز سنگ کوجک بر نمی دارد
.
تو در رویای پروازی ولی گویا نمی دانی
نخ کوتاه دست از بادبادک بر نمی دارد
.
برای دیدن تو آسمان خم می شود ، اما
برای من کلاهش را مترسک بر نمی دارد
.
اگر با خنده هایت بشکنی گاهی سکوتش را
اتاقم را صدای جیرجیرک بر نمی دارد
.
بیا بگذار سر بر شانه های خسته ام یک بار
اگر با اشک من پیراهنت لک بر نمی دارد...
تو را دل برگزید و کار دل شک بر نمی دارد
که دیوانه هرگز سنگ کوجک بر نمی دارد
.
تو در رویای پروازی ولی گویا نمی دانی
نخ کوتاه دست از بادبادک بر نمی دارد
.
برای دیدن تو آسمان خم می شود ، اما
برای من کلاهش را مترسک بر نمی دارد
.
اگر با خنده هایت بشکنی گاهی سکوتش را
اتاقم را صدای جیرجیرک بر نمی دارد
.
بیا بگذار سر بر شانه های خسته ام یک بار
اگر با اشک من پیراهنت لک بر نمی دارد...
- ۹۱۳
- ۲۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط