غواص ها توی یک ستون آماده ی ورود به آب بودند

غواص ها توی یک ستون آماده ی ورود به آب بودند
بعضی هاشون به دست و محاسنشون حنا بسته بودند
یه لحظه همه ی ستون به سجده افتاد
مسئول ستون بلند شد و گفت: بگو الان وقت چیه؟!!!
بچه ها خندیدند و گفتند: وقت خداحافظیه
منیری به یکی از بچه ها گفت: اگه شهید بشی و منو شفاعت نکنی
جلو پیامبر هم که شده یه کتک مفصل از من می خوری
اتفاقاً منیری خودش هم شهید شد...
دیدگاه ها (۱)

فیک : بین راندها

Part 39مسئول نگهداری که یونا نام داشت یک زن بودتهیونگ: سلام ...

فیک : بین راندها

بسم اللهوقتی دلم میگرفت میرفتم مزار شهدای گمنام دانشگاهمون. ...

عشقبازی ژن برتر دختر آقازاده و مشتی و باادب ایران زمین ..درد و بلاتون تو سر شمخانی ها و اون عارف کوتول پلشت والباقی مفعولین

خواهش میکنم متن رو بخونید... این عکسها رو گذاشتم. تقریبا خیل...

خواهش میکنم متن رو بخونید... این عکسها رو گذاشتم. تقریبا خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط