نام:آواز شیطان
نام:آواز شیطان
پارت:8
*در بهشت*
سرا با صدایی که از ترس و تعجب میلرزید:باورم نمیشه
چارلی داره اهنگ رو بر الیه بهشت میخونه!!!؟؟؟
امیلی:سرا چی میگی چارل_
راوی:امیلی با دیدن وضعیت جهنم و اهنگ و تن صدای چارلی خشکش و امیلی هنوز هم باور نمیکرد😢
*در جهنم*
در پشت صحنه کنسرت*
وگی:خب بکستر صدارو در این ترک بالا ببر و تصویر رو روشن تر کن انجل اون ساندویچ هارو بخش کن قربان شما بیزحمت یه خورده اکلیل ببرید بالا سر چارلی بریزید و الستور_صبر کن بینم اصلا الستور کووو؟!
*در برجVها*
واکس:*خنده شیطانی*بالاخره گیرت اوردم الستور و حالا من از تو قوی ترمممم💪💪
الستور با آرامش:چارلی داره اون بیر_
واکس:اووو چارلی...خب کدوم چارلیو میگی؟
چارلیه هیپنوتیزم شده یا چارلیه معمولی
الستور:ای حروم زاده ی ک.ی.ر.ی💢💢💢
واکس:چی فکر کردی فکر کردی چارلی خودش هوس کنسرت میکنه ههه فکر کردم باهوش تر این حرفا باشی
الستور:ببین واکس اگه یه خط رو صورت چارلی بیفوته زمینو جهنمو بهشتو رو سرت خراب میکنم ک.ص.کش
*در صندلی تماشاچیان در کنسرت*
یکی از گناهکاران:وای داره از صدای چارلی خوشم میاد
یکی دیگر:اره و من موضوعش رو خیلی خیلی دوس داشتم
*در جایی که لیلیث در حال خوش گذرونی بود*
لیلیث با تعجبی که از لیلیث بعید بود:چی!چی!وای وای وای ف.ا.ک به جهنم این صدایی چارلیه و.و.چارلی هیچوقت این شکلی اواز نمیخوند یه خبرایی شده
*در بهشت*
راوی:سرا اه کشید و درحال فکر کردن بود که یهو در قصر سرافیم ها جوری باز شد که در از جا کنده شد و کسی که اینطور در باز کرده بود کسی نبود جزز...
*این داستان ادامه دارد*
پارت:8
*در بهشت*
سرا با صدایی که از ترس و تعجب میلرزید:باورم نمیشه
چارلی داره اهنگ رو بر الیه بهشت میخونه!!!؟؟؟
امیلی:سرا چی میگی چارل_
راوی:امیلی با دیدن وضعیت جهنم و اهنگ و تن صدای چارلی خشکش و امیلی هنوز هم باور نمیکرد😢
*در جهنم*
در پشت صحنه کنسرت*
وگی:خب بکستر صدارو در این ترک بالا ببر و تصویر رو روشن تر کن انجل اون ساندویچ هارو بخش کن قربان شما بیزحمت یه خورده اکلیل ببرید بالا سر چارلی بریزید و الستور_صبر کن بینم اصلا الستور کووو؟!
*در برجVها*
واکس:*خنده شیطانی*بالاخره گیرت اوردم الستور و حالا من از تو قوی ترمممم💪💪
الستور با آرامش:چارلی داره اون بیر_
واکس:اووو چارلی...خب کدوم چارلیو میگی؟
چارلیه هیپنوتیزم شده یا چارلیه معمولی
الستور:ای حروم زاده ی ک.ی.ر.ی💢💢💢
واکس:چی فکر کردی فکر کردی چارلی خودش هوس کنسرت میکنه ههه فکر کردم باهوش تر این حرفا باشی
الستور:ببین واکس اگه یه خط رو صورت چارلی بیفوته زمینو جهنمو بهشتو رو سرت خراب میکنم ک.ص.کش
*در صندلی تماشاچیان در کنسرت*
یکی از گناهکاران:وای داره از صدای چارلی خوشم میاد
یکی دیگر:اره و من موضوعش رو خیلی خیلی دوس داشتم
*در جایی که لیلیث در حال خوش گذرونی بود*
لیلیث با تعجبی که از لیلیث بعید بود:چی!چی!وای وای وای ف.ا.ک به جهنم این صدایی چارلیه و.و.چارلی هیچوقت این شکلی اواز نمیخوند یه خبرایی شده
*در بهشت*
راوی:سرا اه کشید و درحال فکر کردن بود که یهو در قصر سرافیم ها جوری باز شد که در از جا کنده شد و کسی که اینطور در باز کرده بود کسی نبود جزز...
*این داستان ادامه دارد*
- ۲۵۷
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط