مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد

مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد
از جادة سه‌شنبه شب قم شروع شد

آیینه خیره شد به من و من به‌ آیینه
آن قدر خیره شد که تبسم شروع شد

خورشید ذره‌بین به تماشای من گرفت
آنگاه آتش از دل هیزم شروع شد

وقتی نسیم آه من از شیشه‌ها گذشت
بی‌تابی مزارع گندم شروع شد

موج عذاب یا شب گرداب؟! هیچ یک
دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد

از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع شد

در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم ... شروع شد

غروب پنجشنبه

یاد مادر افتادم
به نام حضرت مادر
اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۳)

هی من میگم چی شده جدیدا هی عکس خاتمی رو میذارن بزرگ مرد پشت...

من تازه قسمت 72 دکتر سلام رو دیدم!!! وواااای من من تاحالا ای...

همچنان وعده‌ی بخشایش شاهنشاهش می‌کشد گمشدگان را به زیارتگاهش...

الان میفهمم چقدر آقا است آقای آقا !!! با چند جور اختلاف سلیق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط