ویو پسرا

ویو پسرا
داشتیم با بابا حرف می‌زدیم
که یهو صدای جیغ مادرم اومد با سرعت رفتیم بالا
ا.ت غش کرده بود یهو به دستش نگاه کردم
ص..صبر کند ببینم اون فهمیدن
اههه
بردمش بیمارستان
نامجون :آقای دکتر حالش خوبه؟
دکی:بله اما این حالت تو دوره بارداری بده بهتره مراقبش باشید.....
همه با هم:بارداری؟
بچه ها ذوق کرده بودن از اینکه دارن بچه دار میشن
اما ا.ت چی؟
آیا اون میبخششون ؟
کسی نمیدونه .......
پایان فصل اول✨
راستی دو فصلی باشه یا زود تمومش کنم؟😐
دیدگاه ها (۵)

خب حیحی اومدم بگم ممکن یه مدت نباشم 👍

یه لحظه از حسابم خارج شدم ریدم به خدم🤌🤣

که مادر بزرگ و مادرم رو دیدم مادرم زد تو گوش سوا هه جیمین :د...

مادر جیمین:اون دختره هرزه چطور جرعت کرده (داد ،عصبانیت)جیمین...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟩فلش بک صبح :لونا : اوفف خدای من، ا/ت ...

part۴۱به سمت اتاق ا/ت رفتم درو زدم ولی جواب نداد یبار دیگه ز...

:: ددی مافیای من :: پارت ۳وانشات تهیونگ:پس بردمش خونه ی خودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط