گفتی ازباران بسازم دفتری خواهم نوشت

گفتی ازباران بسازم دفتری خواهم نوشت
اینکه من را تاکجاها می بری خواهم نوشت

چشمهای تو خدای حرفهای تازه اند
کفررا باواژه های دلبری خواهم نوشت
کنج لبهایت بهشتی گم شده رسوای من
وقتی لبخند تورا مثل پری خواهم نوشت

بوسه بامن بوسه است آیینه باتصویرتو
عشق دارد درمیانش داوری خواهم نوشت

اینکه من مردابم آری خط به خط کهنگی
توبرایم دفترنیلوفری خواهم نوشت

درمیان دستهای کوچکم جای تو نیست
من تمامت رابرای دیگری خواهم نوشت

موج زیبای نگاهت ناگهان تردیدشد
باتودارم حرفهای بهتری خواهم نوشت
دیدگاه ها (۳)

ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﭘﺮﻣﻬﺮﺕ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻥﻭ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ...

کسی هرگز نمیفهمد چه بغضی در گلو داری...تحمل میکنی دایم-دروغی...

سالها رفت و هنوزیک نفر نیست بپرسد از منکه تو از پنجره عشق چه...

زیر باران هیچ قلبی خالی از یک عشق نیستنمره عاشق شدن در زیر ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط