نه اهل حرف زدنم 

نه اهل حرف زدنم 
نه اهل پنجه کشیدن به خاک
اسکندر هم که باشم
حاضر نمی شوم جندی شاپورت را به آتش بکشم 
ولی تو دوست داری 
دوش عصرانه ات را 
در گرمابه ای بگیری 
که هیزمش نوشته های من است 
هرچند این جملات کلیشه ای باشد 
هرچند منتقد ها دوستم نداشته باشد 
هر چند من رفیق کسی نیستم 
تا شعرم را برایت بخواند
یک تفاوت عمیق وجود دارد
اینکه من حرف می زنم تو گوش نمیدی 
اینکه باتو راه می آیم 
خودت را میزنی به کوچه ی... چپ 
نامش مهم نیست 
سردر کوچه اسم هرکسی باشد الامن 
تو شهروند هفتاد نسل قبل منی
و به هفتاد نسل بعد من سفارش کرده ای 
تحویلم نگیرند 
بگیرند بیندازند در راه دیوانه بازی 
اگر کودکان سنگ نزنند 
بزرگ تر ها خواهند زد
توهمان نیمه ی خالی لیوانی هستی 
که برایت صرف نمی کرد 
عاشق باشی 
سید مهدی نژاد هاشمی
دیدگاه ها (۵)

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت:" او یقینا پی معشوق خودش م...

تو به این معصومیتشنه لب آرومیغرق عطر گلبرگتو چقدر خانمیکودکا...

چقدرفجیع حس یک جزیره خالی از سکنه هر کس راه گم می کند می آید...

عاشق شدن مختص خونگرم ها نیست!مثل آدم ،مثل نهنگ ،مثل دلفیناین...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط