تکلیفش با خودش مشخص نیست؛

تکلیفش با خودش مشخص نیست؛
شهریور را میگویم...ا
نه گرمی تابستان را دارد نه هوای ابری پاییز را....ا
چیزی شبیه تنهایی جمعه؛
از آن فصلهایی که بوی غربت میدهد؛
ودرست گیر کرده ست وسط بلاتکلیفی خدا با خودش....ا
نمیدانی باید از بودنش دلشاد باشی یا از رفتنش اندوهناک....ا
ما شهریوری ها شبیه مسافران جا مانده از آخرین پروازیم؛
نمیدانیم چه بر سرمان می آید....!
دیدگاه ها (۱)

شهریورم به دلتنگی گذشتیبه ادعای فراموشیو فراموشیِ فراموش کرد...

ای دل غزل بگوغزلی با ندای عشقای جان خبر رسان خبری از خدای عش...

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر آمدن ...

من شاعرم! خوش می زنم ، از عشق و از مستی رقم اما به چشمانت قس...

تکلیفش با خودش مشخص نیست؛شهریور را میگویم...نه گرمی تابستان ...

تکلیفش با خودش مشخص نیست؛شهریور را میگویم...نه گرمی تابستان ...

تکلیفش با خودش مشخص نیست؛شهریور را میگویم...انه گرمی تابستان...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط