عادت داشت نوكِ خودکار را بینِ لبهایش بگیرد ؛

عادت داشت نوكِ خودکار را بینِ لبهایش بگیرد ؛
یك روز جامدادی‌اش را دزدیدم و تمامِ خودکارهایش را بوسیدم
وقتی مادرم خانه آمد ازم پرسید چرا لب‌هایم آبی شده ؟!
خواستم بگویم برای اینکه او آبی مینویسد ، همیشه آبی.
دیدگاه ها (۰)

Destiny part 19

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

🖤 پارت ۵ | «راز پشت لبخند»شب شده بود.بعد از اتفاق صبح، عمارت...

فصل دومپارت بیست و یکم | حقیقتی که پنهان ماندلیانا نمی‌دانست...

پارت ۳۴ظهر شده بود و خانه‌ی ته‌سوک در سکوتی سنگین فرو رفته ب...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p33هنوز از دیدن فلیکس شوکه...

رمان تاجی از سوءتفاهم

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط