و چقدر خسته ام از«چرا؟» ...

و چقدر خسته ام از«چرا؟» ...

از«چگونه » ...

خسته ام از سؤال های سخت ...

پاسخ های پیچیده ...

از کلمات سنگین ...

فکرهای عمیق ...

نشانه های با معنا،بی معنا...

دلم تنگ می شود گاهی ...

برای یک«دوستت دارم»ساده ...

سه«روز»تعطیلی در زمستان ...

چهار«خنده ی»بلند ...

و پنج«انگشت»دوست داشتنی ...
دیدگاه ها (۵)

مــــے گـــــویــنـــد :قــلـــب هــَـر اِنــســــان ...بـ...

بہ دو صندلے چوبے ڪـنار پـنجـرہ ...بہ دو فنجـان چاے ...بہ دو ...

از ســرزمینـی می‌‌آمــد ...کـــه مـردمـانـش ...دوستتـــــ دا...

نفس تنگی گرفته اند روزهایم ...هیچ دارویی هم انگار اثر نمی کن...

این خنده ساده نیست مقاومت است.

Hidden Melody in Midnight Seoulp.20(از زبون نویسنده: غم داره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط