در من دیوانه ای جا مانده که دست از دوست داشتنت برنمی دارد

در من دیوانه ای جا مانده که دست از دوست داشتنت برنمی دارد...
دیدگاه ها (۱)

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش راباز گم کردم ز شادی دست و ...

من قصه تو را تا ابد اینگونه آغاز میکنم :یکی بودهنوزم هستخدای...

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالم...

تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتمروبروی چشم خود چشمی غزل...

عصرها میتواند خلاصہ اے باشداز خندہ هایت تو بخند !جهان بهانہ ...

ناروتو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط