دیشب خاطراتت را

دیشب خاطراتت را

به باران سپردم ...

خالی شدم !

دیگر آمدن و رفتن های

گاه و بیگاهت آزارم نمی دهد

برای همیشه دوستت خواهم داشت

بدون تو ...

آنگونه که می خواهم ...!
دیدگاه ها (۲)

زنـدگــی انـگــار تـمــام ِ صـبــرش را بـخـشـیـده اسـت بـه م...

زندگی آهسته تر من خسته امکوله بار پاره ام را بسته امزخم پایم...

⌛داداش دُرُســـتـہ کـــہ مــیـگـــَڹ... ✍ زندگـــــــی ...

در ایـــن دوران...چــــــــــه رنجــــــــــــــی مـــــــــ...

#نیایش_صبحگاهی خدایا شکرت برای این لحظه،برای اینکه فهمیده ام...

از تو چیز زیادی نمی خواهم...تنها قطعه ای از شرجیِ حنجره ات ر...

رها🍂 پاییز آرام آرام آماده ی رفتن می شود..رنگ انار، عطر بارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط