وقتش رسیده مثل من امروز برداری

وقتش رسیده مثل من امروز برداری

آن قاب عکس کهنه را از کنج انباری

با آستینت خاک هایش را بگیری باز

بر نقطه ضعف خاطراتت دست بگذاری

دستان من خاکی ست ، قدری گریه کن بانو !

دستم معطر می شود وقتی که می باری

دیشب به یادت "گریه ها" را خواندم از اول

اصلا کتاب شعر "فاضل" را تو هم داری ؟

دیگر نپرس از فکر من این روزها، قطعا

من هم به آن چیزی می اندیشم که تو ... آری !

ترکت نخواهم کرد من با اینکه می دانم

سیگار قلابی برای ترک سیگاری . . . .

سعيد صاحب علم
دیدگاه ها (۴)

کاش می شد که عمر این شب ها ، مثل موهای مشکی ات کوتاه ...به خ...

هم لحظه های گریه ، هم لبخند شیرین اند لب های تو هر وقت می خو...

ﺳﺮﺕ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ ﺍﺯ ﺳﻮﺍﻻﺗﻢ ؟ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐـــﻪ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺑﯽ ﻣﺒﺎﻻﺗ...

بحث داغ نفسم بود و طنابی که تویی لطف قصاب ته جرعه ی آبی که ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط