گذر کردم *جوانی* را که نالان*در خیال* آید

گذر کردم *جوانی* را که نالان*در خیال* آید

همی از ساعتی گوید که هرشب بی وصال آید

به دلداری حزین باشد ، که دیدارش خیالی شد

خزان گردیده رخسارش که پیری*بی مجال*آید

‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‎‌‌‌‎‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

#نگو بار گران بودیم رفتیم #نگو نامهربان بودیم و رفتیم #آخہ ا...

🌥زیباترین الان همراه با🌥شادترین لحظات🌥دلنشین ترین دقایق🌥ی عا...

تو "فرمانده" لحظه هاے زندگیت هستیثانیه ها مامورندخوشبختے را ...

وقتى واقعا عاشق كسى باشى هيچوقت ازش خسته نميشى.❤️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط