آن گونه

آن گونه
تو را در انتظارم که اگر
این چشم بخوابد
آن یکی بیدار است ...

ایرج زبر دست
دیدگاه ها (۴)

بیدار میشوم و سایه‌ی تاریکی را حس میکنم نه روشنای روز را، و ...

تو را دوست دارم به قدری که هرگز کسی رااین گونه دوست نداشته ا...

استوری‌های « علی کریمی » و درگیریش با تیم «رضا پهلوی» که ۲۴ ...

‌تو را آن‌گونه می‌خواهم که باغی باغبانش‌ را... از کتاب نزدیک...

پونه_مقیمیتو یکی از نوشته هاش میگه:«آن‌هایی که ما راهمان‌گون...

خدایا…نمیدونم قراره چی بشه…ولی دلم خیلی به معجزه هات محتاجهب...

ترسم این است که به تو هدیه کنم شعرم را و تو آن را به کسی؛ وا...

از صبح که بیدار شدم این تو ذهنمه همش

🫀🫂... شاملو نیستمتا آن چنان ڪه او مے توانستدوست داشتنم را ڪه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط