صندلی عقب تاکسی نشسته بودم دختره کناری با اشاره بهم گفت:

صندلی عقب تاکسی نشسته بودم دختره کناری با اشاره بهم گفت:
ببخشید میشه بکشی پایین؟
گفتم :میخوای بخوری؟
گفت :کثافت منظورم شیشه بود!!!
گفتم :بیشعور منم منظورم باد بود!!!!
دیدگاه ها (۱)

باورتون میشه چند شب پیش خواب دیدم کنار یه پسر جذاب رو پشت بو...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_21فروشنده لب های ژل زده اش ر...

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۱"خواندن این فیک بدون ʟ...

اسیر مافیا پارت ³سیاهی مطلق...ویو ا.ت بعد از اون دیگه چیزی ی...

Part ⁴

پارت‌ ۸(ویو‌ تهکوک)«حواست کجاش خرگوش کوچولو...نزدیک بود بخور...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part26رفتم تو سوار آسانسور شدمدرو باز کردم و ...

تکپارتی تهکوک ★ یک دقیقه تا فردا هوا بارونی بود و دو سالی می...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط