گر نسیمی از سر کویت وزد سوی جهیم / دود آن عود و شرارش برگ

گر نسیمی از سر کویت وزد سوی جهیم / دود آن عود و شرارش برگ ریحان می‌شود

زخم بی داروی جان و درد بی‌درمان دل / هر دو با خاک سر کوی تو درمان می‌شود
دیدگاه ها (۱)

اشهد ان محمد رسول الله

ز سمت شهر خراسانبهار می‌آید

ای دل به هزار راه و بی‌راه مروگر مرد رهlی راه بهشت از اینجاس...

باز کبوتر دلم بال و پری گشوده استباز هوای دیدن صاحب خود نمود...

باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین میزند چه چه با یاد بین الحرمین...

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنیکه اگر کنی همه درد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط