صــدفی به صــدف مجاورش گفت:

صــدفی به صــدف مجاورش گفت:

در درونم درد بزرگی احساس میکنم ،

دردی سنگین که سخت مرا می رنجاند.

صدف دیگر با راحتی و تکبر گفت:

ستایش از آن آسمان ها و دریاهاست.

من در درونم هیچ دردی احساس نمیکنم.

ظاهر و باطنم خوب و سلامت است.

در همان لحظه خرچنگ آبی از کنارشان عبور کرد و سخنانشان را شنید.

به آن که ظاهر و باطنش خوب و سلامت بود گفت:

آری ! تو خوب و سلامت هستی اما دردی که همسایه ات در درونش احساس میکند

مـــرواریدی است که زیبایی آن بی حد و اندازه است.
دیدگاه ها (۱)

صــدفی به صــدف مجاورش گفت: در درونم درد بزرگی احساس میکنم ...

صدفی به صدف مجاورش گفت: در درونم درد بزرگی احساس می‌کنم که س...

دیوید: «یه مردی رو می‌شناختم که کور بود. وقتی چهل سالش شد جر...

شکست خوردن در زندگی اشو گرامی، چرا من احساس می کنم که شکست ...

مر݁ꨲده د݁ر جسم𖫲 𑪏ꨲ 𑪏ꨲزن݁ꨲده 🐾

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌اسمم آویساست...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

عشق فقط زانتیا#ایران #تیک_تاک #ماشین #ماشین_باز #زانتیا #عشق

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط