بخوان دربغضسنگینمسکوتودرد را اییار

...
بخوان دربغض‌سنگینم‌سکوت‌ودرد را ای‌یار
ببین این‌شعر آشفته که‌خواندم با غم بسیار

تمنایی اگر دارم از آن چشمان مست‌ توست
ببین آشفته‌ ام امشب دل خسته شده بیمار

اگر چه پیر و فرتوتم ولی بر عشق دل دادم
نکوهش می‌کنی ما را شدم از زندگی بیزار

ندارم تاب رفتن را نمی ‌دانی بخوان از راه
ببین‌می‌سوزم‌از‌دوری‌وحرفم می‌شوداذکار

عزیز ناشکیبایم مرا رسم وفا این نیست
که دل بر راه بگذارم و جان را بر سر بازار

مرا ازچشم‌خود میران که‌می‌میرم بدون تو
اگر امشب‌نخوابیدم به‌عشقت می‌کنم اقرار

فغان‌دارم‌به‌بخت‌بدکه‌تو اینگونه‌‌اش خوانی
فروغی‌نیست‌شب‌هاراکنم بروصل تو اصرار

نباشد بر سرم جز یاد زیبای تو ای مریم
ببین بر گرده‌ام باریست از اندیشه اغیار
(ندا)
https://telegram.me/RomanticPoem
دیدگاه ها (۶)

...نقاش زمانه چه غربتی به خانه علی نقش نمودبا قلم شعر و اشک ...

...امروز اگرپاسخ‌به‌عشقم‌محال‌است تو بداناگر به دوری و هجر گ...

...باز هم آرام مهتابی شب، عشق و وجودآسمان زیبا شده با بودنت ...

...معجزه یعنی تو باشی و من یک نو بهارآبی ‌دریای چشمت مستی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط