به گريه گفتمش : آيا گذر كني بر من ؟

به گريه گفتمش : آيا گذر كني بر من ؟

به خنده گفت : اگر خاك راه من باشي !

#فروغي_بسطامي
دیدگاه ها (۰)

شب داستان غریبانه اے ست از دلتنگے هاے لیلیو نیامدن هاے مجنون...

ای مرغ آفتاب!با خود مرا ببر به دیاری که همچو بادآزاد و شاد، ...

مثل آن گل که به گلخانه بپیوست بیادلم از دیدن روی تو چه تنگست...

عمری دگر بباید بعد از وفات ما راڪاین عمر طی نمودیم اندر امید...

هیچ چیز بدتر ازاین نیس که بلاتکلیف بمونی غمگین وناراحت باشی ...

میخوای گریه کنی؟ گریه کن بی‌تربیت😅😂با عرض پوزش از آقایون جهت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط