.
دیدگاه ها (۴)

رنج از کسی بریم که دردش دوای ماستزخم از کسی خوریم که رنجش شف...

ساعت ها درگذرند و در من غوطه ورندمی آیند و می روند و خود را ...

ا‌یـــــن عشــــــــــقبی تـــــو؛آنـــــقدربه تن تنهایـــــ...

حالا تو یک سویی و من یک سوی دیگرآمد سرم از آنچه می ترسیدم آخ...

- اکنون به نظر میرسد صبور تر شده‌ام ، اما در عوض چراغی در وج...

پرسید این همه زخم چرا بر راه است ؟گفت :زخم‌ ها نشانه‌ اند ، ...

نزیسته مردیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط