ناز پروده ی

ناز پروده ی
عشق تو شدم جان منی
دردخود با که بگویم
که تو درمان منی
دین ودنیا وهمه هستی
من رفته به باد
هیچ سرمایه مـرا نیست
تو ایمان منی
دیدگاه ها (۱)

بیدار تو تا بودم رویای تو می دیدمبیدار کن از خوابم ...

تا تو را حس مے ڪنــمحس مے ڪنم دلواپسمبے پنــاهـم خستــــہ ام...

نمیدانم تو خـوابے یا ڪ بـیدارولے مـن مـثل هر شـب بیـقرارمدرا...

همیشه با منی ای نیمه ی جدا از منبریده باد زبانم ، چه ناروا گ...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط