𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡
p11
نیم ساعت بعد:
جونگکوک چون میدونست که نمیتونه زیاد بنوشه، بیش از یک جرعه ننوشید. اما تهیونگ واقعا زیاده روی کرده بود.
تقریبا همه غیر از خانم مسن، دوتا از کارمند های کمپانی، آقای پارک و جونگکوک و تهیونگ رفته بودن.
خانم مسن تر که بعد از اون همه نوشیدن هنوز هم هوشیار بود با نیشخند به جونگکوک نگاه کرد:« خب، الان که تو دوست پسرشی، تو باید ببریش خونه. »
جونگکوک با بی میلی به خانم مسن خیره شد:« ولی من آدرس خونش رو بلد نیستم!»
خانم مسن ابرو بالا انداخت:« مگه میشه؟ تو دوست پسرشی، چطور بلد نیستی؟»
جونگکوک که همیشه یک جواب تو استینش داشت ادامه داد:« ما تازه یک ماهه که وارد رابطه شدیم..رفتن به خونش زیاده روی نیست؟»
خانم مسن تک خنده ای کرد:« پس ببرش خونه ی خودت.»
جونگکوک شوکه شد و با دهانی نیمه باز به خانم رو به روش خیره شد:«جان؟»
خانم مسن ایستاد، کیفش رو برداشت و دو کارمند رو به روش خیره شد:« بجنبید!»
بعد نگاهش رو به جونگکوک داد:« ما باید بریم، موفق باشی!»
آقای پارک هم که رفته بود حساب کنه حالا برگشت و وسایلش رو برداشت و بدون هیچ حرفی رفت.
تهیونگ زیر چشمی به پارک نگاه کرد:« اون مرتی-» و قبل از اینکه جملش رو کامل کنه سرش از بین دست هاش لیز خورد و به میز برخورد کرد.
جونگکوک از گوشه چشم به تهیونگ نگاه کرد:« هی، من مسئولیتتو قبول نمیکنم. حالت که بهتر شد برو خونه!»
این رو گفت و از رستوران بیرون اومد.
۵ دقیقه گذشت و داشت به این فکر میکرد که امروز هیچکس به گوشیش زنگ نزده.
خواست تیک تاکش رو چک کنه که متوجه شد گوشیش تو جیبش نیست.
نکنه تو رستوران جا گذاشته بود؟
تمام راه رو برگشت.
وارد رستوران شد. گوشیش رو توی دست های تهیونگ دید که داشت ژست های مسخره می‌گرفت.
جونگکوک با عجله سمت تهیونگ دوید. آدم های اطراف هم مشغول دید زدن تهیونگ بودن.
« هی، گوشیمو پس بده! رمزشو از کجا اوردی؟»
تهیونگ با لبخند به جونگکوک نگاه کرد:« هی رفیق، خیلی قابل پیش بینی ای! آخه کی تو این دوره زمینه تاریخ تولدشو میذاره رمز گوشیش؟»
جونگکوک با عصبانیت دستی لای موهاش کشید:« تاریخ تولدمو از کجا میدونی؟»
تهیونگ گوشی رو به صورتش نزدیک کرد:« هی، تو واقعا عقلت نمی‌رسه ها! منم میتونم تو اکانت تیک تاکت سرک بکشم و بیوگرافیت رو پیدا کنم! »

شرایط:
۷۰ لایک ۱۸۰ کامنت ۲۰ بازنشر
دیدگاه ها (۵۴)

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p47سون ته با نیشخند به جونگکوک خیره شد:« تو این...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p12جونگکوک با حرکتی سریع گ...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p10همون خانم مسن مو نقره ا...

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡p۹ساعت ۶ عصرجونگکوک ساعت ه...

"بوسه آتش بر گونه رز "part ۳-میبینم شما دوتا صمیمی شدین!تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط