می گفت..

می گفت..
موقعی که بیمار می شوم از خدا می خواهم که سلامتی را برایم برگرداند
و میروم دکتر. چون دکتر وسیله ایست برای درمان با علم خدا.
یک دکتر و دو بیمار
یکی از بیمارها می گوید : دکتر خوبی بود! دستش شفا داد!
دیگری می گوید: این خدا بود که شفا داد به وسیله دکتر
---مرز یکتا پرستی و شرک---
دیدگاه ها (۳)

دو نفر دکتر--دو شخص عالم--دو مهندس یکی میگه: این من بودم، ...

یک مراجعه کننده به دکتر از حرف ها ودستورات اون پیروی میکند.....

اون می گفت: توی برف که مانند سنگ بود یکی از پاهایم درون آن ...

دوست و همراهم اینگونه برایم گفت»» به دختر خانمی علاقه مند ش...

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

انسان ها همه دنبال خوشبختی اند دنبال سعادت و آرامش دنبال اح...

پارت ۱۸ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط