f

f2
p2
یونگی :پس العان بخواب که فردا صبح زود باید بریم
شین هه:اوکی
یونگی:شب بخیر
شین هه:اوهوم شب بخیر
پدرم از اتاق رفت بیرون سریع رو تخت دراز کشیدم و خوابم برد صبح زود بیدار شدم قبل از اینکه آجوما و پدرم بیدار بشن سریع حمام رفتم یه دوش گرفتم و اومدم بیرون یه لباس دارک پوشیدم «اسلاید دوم»و رفتم پایین انگار اشتباه فکر کردم دقیقا همه بیدار بودند
یونگی: صبح بخیر زود باش صبحانه بخور بریم
شین هه :اوکی
فلش بک ب شرکت
یونگی:اگه خانم جئون اومدند به سمت اتاقم همراهیشون کنید
منشی :چشم
یعنی چی جئون مادرم زندس یا حتما یه نفر دیگه هست آره شباهت فامیلیه
یونگی:شین هه بیا بریم اتاق من
شین هه :باشه
رفتیم من رو مبل اتاق نشستم«عکس اتاق رو میزارم»
بعد چند دقیقه یه خانومه اومد ولی اصلا شبیه عکسی که پدر واقعیم تو اتاقش داشت نبود پس حتما شباهت فامیله
یونگی:سلام خانوم جئون ایشون دخترم شین هه هستند
خانومه:............




العان گوشیم شارژ نداره شارژ شد میزارم
دیدگاه ها (۰)

p3f2خانومه:سلام من جئون لیا هستم از آشناییتون خوشبختم شین هه...

دیگه میدونید فصل دومه برا همین حوصله ندارم بنویسم p4ویو شین....

어린 시절부터 결혼f2p1«10سال بعد »ویو شین هه:۱۰سال از اون روز میگذره...

\پایان فصل اول / کوک:حالا هم لباس بپوش و بیا پایین منتظرتم و...

پارت 1

"I fell in love with someone'' (P1)از زبان ا.ت : صبح با صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط