#سناریو

#سناریو
وقتی بهشون میگی من وقتی بچه بودم دوست داشتم که پلیس بشم و الانم دوست دارم که پلیس بشم

نامجون: پلیس شو فقط اینو بهت بگم الکی نری مردما دستبند بهشون بزنیا

جین: چه بهتر نگار از بچگی می‌دونستی که قراره وقتی بزرگ شدی شوهری مثل من داشته باشی
ات: الان این چه ربطی داشت🗿

جیهوب: خب اگه از بچگی دوست داشتی و آرزوت بوده خب چه بهتر که به آرزوت برسی

جیمین: پس می‌خوای آرزوتو یعنی زنده کنی من که به آرزوم فعلاً رسیدم آرزومم تو بودی

تهیونگ: لطفاً اگه پلیس شدی هم اخلاقتو هیچ وقت تغییر نده همین یه دنده بودنت کافیه برام
ات: الان این تعریف بود یا تهدید

جونگکوک: ای جان زنم قراره پلیس بشه خانم پلیس هر موقع که پلیس شدی به دست ما دستبند نزنیاا

شوگی: «هر دوتاتون پلیس هستین....
الانم رفتین ماموریت»
دیدگاه ها (۷)

چند پارتی درخواستی

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

Part ²⁹ویو لیلیزود از اتاق زدم بیرون دلم میخواست هوا بخورم ا...

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

تک پارتی✨استوری‌ دردسر ساز... صبح...ات کنار تخت ایستاده بود ...

نیو زارتتتتتتتتتتت

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

part 33&دوست دارم زودتر بزرگ بشمهر کس بعد این حرف واکنش متفا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط