فکر میکنم فرزند نداشتهم رو از دست دادم
فکر میکنم فرزند نداشتهم رو از دست دادم.
خواهرم و برادرم رو از دست دادم.
پدرم و مادرم و نزدیکترین دوستهامو از دست دادم.
فکر میکنم خودم مُردم و برای خودم عزادارم.
حس میکنم سیاهیای روی قلبمه که هیچوقت ردش نمیره.
تصویر تنهای بیجون مدام جلوی چشممه؛
زنی که صورت چسبونده به صورت بیروح مردش،
مادری که یه کاور مشکی رو بغل کرده،
بچهای که پدرش رو صدا میزنه..
در هر لحظه غمگینم
و ناامید
و امیدوار
و خشمگین
و تاریک
و مستأصل
و خاموش
و معلق
و تلخ.
خواهرم و برادرم رو از دست دادم.
پدرم و مادرم و نزدیکترین دوستهامو از دست دادم.
فکر میکنم خودم مُردم و برای خودم عزادارم.
حس میکنم سیاهیای روی قلبمه که هیچوقت ردش نمیره.
تصویر تنهای بیجون مدام جلوی چشممه؛
زنی که صورت چسبونده به صورت بیروح مردش،
مادری که یه کاور مشکی رو بغل کرده،
بچهای که پدرش رو صدا میزنه..
در هر لحظه غمگینم
و ناامید
و امیدوار
و خشمگین
و تاریک
و مستأصل
و خاموش
و معلق
و تلخ.
- ۲۳۸
- ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط