فکر میکنم فرزند نداشتهم رو از دست دادم

فکر میکنم فرزند نداشته‌م رو از دست دادم.
خواهرم و برادرم رو از دست دادم.
پدرم و مادرم و نزدیک‌ترین دوست‌هامو از دست دادم.
فکر میکنم خودم مُردم و برای خودم عزادارم.
حس میکنم سیاهی‌ای روی قلبمه که هیچ‌وقت ردش نمیره.
تصویر تن‌های بی‌جون مدام جلوی چشممه؛
زنی که صورت چسبونده به صورت بی‌روح مردش،
مادری که یه کاور مشکی رو بغل کرده،
بچه‌ای که پدرش رو صدا میزنه..
در هر لحظه غمگینم
و ناامید
و امیدوار
و خشمگین
و تاریک
و مستأصل
و خاموش
و معلق
و تلخ.
دیدگاه ها (۰)

برای بار nم به حرف عباس معروفی رسیدم که تو سمفونی مردگان‌ش گ...

به همان خدایی که می‌پرستید و خیلی وقت است که خوابیده است بگو...

حرف زدن با آدم‌هایی که می‌بینن و نمی‌خوان بفهمن، سخت‌ترین کا...

بمیرم برات پسر،حتی یه دوست هم نداشتی که اسمتو بدونه،1‌1‌7‌80...

برگشت سمتم و گفت : چی داری میگی ا/ت؟گفتم : خیلی دوسش داشتی ن...

P3💫{طابع قوانین ویسگون}&خیلی خوبی بابا -زبون نریز فسقلی &چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط