《بر فراز ابرهای سرنوشت》پارت ¹³
《بر فراز ابرهای سرنوشت》پارت ¹³
《پیش هیتومی》
هیتومی: {چخبر شده؟! منظورشون از کشتن آلمایت چیه؟؟ و اینکه ما رو الان جدا کردن یعنی هرکدوممون الان جاهای مختلفی هستیم.. الان وقت فکر کردن- عه اون میدوریا نیست؟!!! یه ویلن داره بهش حمله میکنه باید نجاتش بدم!}
《هیتومی رفت ایزوکو رو نجات بده که آسویی ایزوکو رو نجات داد و فرستادتش بالا، هیتومی هم از آسویی کمک خواست و رفت بالای کشتی》
هیتومی: وای، بخیر گذشت..مرسی که کمکمون کردی آسویی سان
آسویی: میتونی سویو چان هم صدام کنی
ایزوکو: اینکه خیلی رندوم جداشون کردن به این معنی میشه که از کوسه هامون خبر ندارن، که این یه نگرش مثبت میشه..
آسویی: خب کوسهی من اینه که من همه ی قابلیت های قورباغه رو دارم و زبونم به اندازه ی ۲۰ متر بلند میشه و میتونم یه اسید ضعیفی تولید کنم
هیتومی: منم کوسهم یخ و برفه
ایزوکو: من کوسهم قدرت اَبَریه، اونا از آب در نمیان یعنی منتظرن که ما برای فرار وارد آب بشیم..
هیتومی: میتونم با کوسهیخشون بزنم..
آسویی: آره، بنظر ایده ی خوبیه!
ایزوکو: اوکی! به تو میسپرمش هیتومیسان!
《هیتومی با قدرتش یه یخ خیلیی محکم ساخت و ویلن ها توش گیر افتادن و اون سه تا از کشتی فرار کردن، بعد رفتن نزدیک خشکی و دیدن آیزاوا هنوز داره با ویلن ها میجنگه》
یه ویلن: لعنتی! چون عینک زده نمیتونیم ببینیم کوسه ی کی رو میخواد پاک کنه!
《شیگاراکی میپره سمت آیزاوا و یکم باهاش میجنگه، کوسهی آیزاوا غیر فعال میشه و با کوسهی شیگاراکی دستش پوسیده میشه》
ایزوکو: سنسه...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خوشگلا سعی میکنم بیشتر پارت بدم اینروزا زیاد وقت نمیکنم آخه
حالا منتظر پارت بعدی باشید😁🎀
《پیش هیتومی》
هیتومی: {چخبر شده؟! منظورشون از کشتن آلمایت چیه؟؟ و اینکه ما رو الان جدا کردن یعنی هرکدوممون الان جاهای مختلفی هستیم.. الان وقت فکر کردن- عه اون میدوریا نیست؟!!! یه ویلن داره بهش حمله میکنه باید نجاتش بدم!}
《هیتومی رفت ایزوکو رو نجات بده که آسویی ایزوکو رو نجات داد و فرستادتش بالا، هیتومی هم از آسویی کمک خواست و رفت بالای کشتی》
هیتومی: وای، بخیر گذشت..مرسی که کمکمون کردی آسویی سان
آسویی: میتونی سویو چان هم صدام کنی
ایزوکو: اینکه خیلی رندوم جداشون کردن به این معنی میشه که از کوسه هامون خبر ندارن، که این یه نگرش مثبت میشه..
آسویی: خب کوسهی من اینه که من همه ی قابلیت های قورباغه رو دارم و زبونم به اندازه ی ۲۰ متر بلند میشه و میتونم یه اسید ضعیفی تولید کنم
هیتومی: منم کوسهم یخ و برفه
ایزوکو: من کوسهم قدرت اَبَریه، اونا از آب در نمیان یعنی منتظرن که ما برای فرار وارد آب بشیم..
هیتومی: میتونم با کوسهیخشون بزنم..
آسویی: آره، بنظر ایده ی خوبیه!
ایزوکو: اوکی! به تو میسپرمش هیتومیسان!
《هیتومی با قدرتش یه یخ خیلیی محکم ساخت و ویلن ها توش گیر افتادن و اون سه تا از کشتی فرار کردن، بعد رفتن نزدیک خشکی و دیدن آیزاوا هنوز داره با ویلن ها میجنگه》
یه ویلن: لعنتی! چون عینک زده نمیتونیم ببینیم کوسه ی کی رو میخواد پاک کنه!
《شیگاراکی میپره سمت آیزاوا و یکم باهاش میجنگه، کوسهی آیزاوا غیر فعال میشه و با کوسهی شیگاراکی دستش پوسیده میشه》
ایزوکو: سنسه...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خوشگلا سعی میکنم بیشتر پارت بدم اینروزا زیاد وقت نمیکنم آخه
حالا منتظر پارت بعدی باشید😁🎀
- ۳۸۵
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط