پارت

پارت ۵

جیمین:واییی اون شاهزاده هست
این حرف رو جوری گفت که فقط من و جین که کنارش بودیم بشنویم
چیزی نگذشت که صدای مردی بلند شد که میگفت
مرد:شما به خواست خودتون اینجا جمع شدین تا خدمتکار قصر بشین پس نباید از چیزی گله کنین .......حالا کسایی که میخوان برای نظافت و کار های دیگه اینجا اومدن از هم دیگه جدا شین و برین پشت سر ارشد هایی که اون قسمت وایسادن و همراه اونها برن
صدای قدم های کسایی که اونجا بودن بخاطر سکوتی که ایجاد شده بود همه جا شنیده میشد
همینطور که داشتم میرفتم همراه بقیه میرفتم سنگینی نگاهی رو روی خودم حس کردم وایسادم و نگاهی به اطراف انداختم ولی کسی رو ندیدم برای همین بیخیال شدم و دوباره به راه افتادم و دنبال بقیه به حیاط قصر رفتیم
به حیاط که رسیدیم دوباره به چند ردیف پشت هم ایستادیم
کسی شروع به حرف زدن کرد صدای همون مردی اومد که توی سالن شنیده بودیم
مرد:یادتون نره که شما برای خوشگذرونی نیومدین شما باید کار های نظافت و ...... رو انجام بدین و اینکه پادشاه از بین شما کسی رو انتخاب میکنه تا کار های اون رو انجام بدین
با این حرفی که زد صدای پچ پچ هایی به گوش میرسید که میگفتن
.....:واییی یعنی اگه شاهزاده ما رو انتخاب کنه هر روز میتونم ببینمش
......:بنظرت میتونم تحر*یکش کنم تا حداقل برای یک شب زیر خوابش شم
......:چی داری میگی اگه کسی رو هم برای خوابیدن باهاش انتخاب کنه اون منم
پوزخندی از حرفاشون زدم واقعا اینا چه فکری دارن میکنن یه والامقام بیاد با یه رعیت زاده بخوابه ههه فکر خیال باطل
بعد از تموم شدن حرف های مرد بهمون گفتن که به سمت اتاقک های کوچیکی که باید با بقیه شریک میشدیم حرکت کنیم
اونجا از قصر اصلی کمی دور تر بود ولی با سرعتی که راه میرفتم زود رسیدیم
وقتی رسیدیم اونجا بهمون کاغذی دادن که روش شماره اتاق ها نوشته بود مال من شماره ۸ بود
وارد اتاق شدم که دیدم سه نفری باهاشون هم اتاقی بودم زود تر اومدن دو تا از اونها دختر و یکی دیگه پسر بود
یکی از اون دختر ها گفت
......:وای مامان تو چقدر نازی و به طرفم اومد و شروع به کشیدن لپم کرد
کوک:ایی جان من ولم کن...............
دیدگاه ها (۲)

پارت۶دختری که اونور تخت نشسته بود گفت.....:کارینا بچه‌ رو ول...

پارت۷صبح که بیدار شدم دیدم کای داره اماده میشه ولی کارینا و ...

پارت۴آقای چو:خب من معلوم نیست کی برگردم برای همین میخواستم ب...

پارت۳اماده شدم و باهم رفتیم گل فروشی جیمین:کی میرسیم قبلا چر...

چند پارتی 🤍🖤جین هه : دختری ساکت و آروم و سرد که توی مدرسه هس...

FOX p:2چشماشو باز کردو با انبوهی از جمعیت که راه میرفتند توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط