خون آشام من

خون آشام من




My vampire 🦇

part25


لوری : از جیمین دور بمون
ات: نمونم چی
لوری : می‌کشمت


یهو دیدم جیمین داره میاد پایین رفتم پیش جیمین‌ دستامو دور گردنش حلقه کردم لبشو بوسیدم

جیمین‌: داری چیکار می‌کنی
ات: خفه شو


یهو از بلندم کرد انداخت رو شونه اش برد اتاق انداخت رو تخت جیغ زدم

ات: داری بهم تجاوز می‌کنی
جیمین‌: شاید


جیمین‌: لباستو در بیار
ات: چی میگی آخه

ویو نویسنده

جیمین‌ با ملایمت دستشو برد سمت لباسش یکی یکی دکمه هاشو باز کرد

ات: نه صبر کن چیکار می‌کنی آخه
جیمین‌: خودت میگفتی که بدنمو دوست داری
ات: داری بهم تجاوز می‌کنی
جیمین‌: آره
ات: نکن
جیمین‌: می‌دونم دوسم داری
ات: آخه کی عاشق یه گوریل میشه
جیمین‌: تو
ات: آره یعنی نه
جیمین‌: پس عاشقمی
ات: نه
جیمین‌: برای من میمیری
ات : نه

لبشو بوسید لباسشو در آوردم انداخت کف اتاق دستشو دور کمرش حلقه کرد

جیمین‌: همراهی کنی بیشتر خوش میگذره
ات: م.من
جیمین‌: هشش فقط همراهی کن

سرشو تکون داد دستشو دور گردنش حلقه کرد آروم لبشو مک عمیقی زد دستشو پایین آورد دکمه های پیراهنشو باز کرد در آوردم انداخت زمین

جیمین‌: خیلی مشتاقی
ات: شاید

هر دو خندیدن ...



پنج سال بعد

یونا: مامان بعد چی شد
ات: بعد من و بابای گوریلت ازدواج کردیم
یونا: جونگ کوک عمو چی شد
ات: اونا هم ازدواج کردن رفتن یه کشور دیگه
جیمین‌: بعد یه خانم کوچولوی خوشگل ماه بدنیا اومد
ات: و زندگیمون همینقدر خوب بود



The...


پایان یافته
دیدگاه ها (۵۶)

the lost leaves/رمان جیمین

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

𐙚🦋 پارت ۲ | یک برخورد اتفاقی 🦋𐙚صبح روز بعد، آت از خونه بیرون...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت شانزدهمساعت ده شب، ماشین تهیونگ ...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟔چند هفته گذشت.دوستی آن دو بیشتر شد.تا...

#چانمین part:3سونگمین بلند شد و به سمت اشپزخونه رفت، داشت اب...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

عشق یهویی p5

صدای زنگ که پیچید، ات با ذوق وسایلش رو جمع کرد. امروز جیمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط