گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.
مست مستم بود اما باز,جامم را شکست.

لحظه ای بر تار مویش شاعری کردم ولی
برف و بوران از غضب بارید و زلفش را شکست.

گفت یوسف میشوم,اینبار عاشق میشوم.
تاکه ان درها برویم باز شد در را شکست.

رفت و رفتم,ماند و ماندم عاقبت پایم شکست.
تازگیها قاب آن عکس قدیمی هم شکست.

با نگاهی آمدی افسونگر قلبم شدی.
آن دو پلک بسته ات اینبار قلبم را شکست.
دیدگاه ها (۲)

زیادی خوب بودن خوب نیست زیادی که خوب باشیدیده نمیشویمیشوی مث...

آدم ها عوض نمیشوندفقط دلتنگ میشوندبر میگردندو دوباره از نو ب...

شهریور عاشق انار بوداما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد؛آخر ا...

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدممثل مویت در نسیم،من هم پری...

عشق رمانتیک من❤️😎پارت ۷۵جونگ هون: تو درخواست ازدواجم و قبول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط