توت فرنگی کوچولوی من

توت فرنگی کوچولوی من
🍓my little strawberry 🍓

ادامه پارت اول

_انقدر تو کف اون دختری جکسون ؟
جیمین خنده ای کرد حرف جانگ رو تایید کرد
_اره نمیبینی چجوری داره داغ نگاهش میکنه ؟
صدای متعجب و " او " گفتن بچه ها که در راه رفتن به اردو بودن بلند شد کای که سمت راست جکسون نشسته بود دستش رو دور گردنش انداخت با نیشخند گفت
_ولی میدونی چیه ؟ مثل اینکه دختره از اون کله صورتی خوشش اومده .. هوم بهم میان نه ؟ دوتاشون کیوتن باهم ترکیب فوق کیوتی میشن فکرشو بکن کیوت ترین کاپل دنیا نظرتون چیه ؟
جمله اخرش رو خندان رو به همه گفت جکسون دست کای رو از روی شونش برداشت و عصبی نگاهش رو بین یونا و جونگکوک گذروند دید چجوری کنارهم تو این اتوبوس کوفتی نشستن و با حوصله به هم گوش میدن یعنی حتا اندازه اون نیم وجبی هم عرضه نداشت ؟ یا فقط اون خار داشت ؟ جیمین بطری اب رو توی صورت جکسون پرت کرد که باعث شد چشم هاش رو از اون صحنه بگیره
_شاید باید روشش رو یاد بگیری جکسون تو هیچ وجه هه ی مشترکی با یونا نداری
وجه مشترک لعنتی ! چیکار باید میکرد ؟ خوشتیپ که بود و همه برای یه شب خوابیدن باهاش مسابقه میزاشتن چی از اون خرافات خون مسخره کم داشت ؟
_دهنت رو ببند جیمین من حوصله مسخره بازی هارو ندارم امروز شر اون مگس مزاحم رو هم کم میکنم !
_مگس مزاحم ؟
اخمی کرد و ادامه داد
_فکر کنم پیشتر از هزاربار بهتون گعتم نزدیک جونگکوک نشید واضح نیست ؟
از روی صندلی بلند شد روی شونه جکسون زد
_خوشم میاد اطرافش باشین
با تموم شدن حرفش با صحنه ای موجه شد که دهنش از حیرت باز موند یونا دستش رو روی شونه جونگکوک گذاشته و جایی میون گونه جونگکوک خم شده بود جونگکوک رو بوسید ؟ .. درست میدید ؟

پایان پارت اول ادامه دارد
دیدگاه ها (۳۰)

توت فرنگی کوچولوی من 🍓my little strawberry 🍓پارت دوم

توت فرنگی کوچولوی من 🍓my little strawberry 🍓قسمتی از پارت سو...

فیکشن : توت فرنگی کوچولوی من🍓 my little strawberry 🍓قسمت اول...

@kookv_vkookkv@kookv_vkookk👆دوتا پیج اخرم 😖 نزدیک ۷ پیج ازدس...

توت فرنگی کوچولوی من 🍓my little strawberry 🍓قسمتی از پارت چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط