کفر نمی گویم

کفر نمی گویم
اما!
این رسمش نبود...
گفتی بخوان
خواندم
گفتی بخواه
عاجزانه خواستمش
حالا نبودش را
به پای کدام حکمت نامفهومت بگذارم؟
پیامبران هم
گاهی معجزه می خواستند
پیامبرت نیستم
اما!
به اعجاز بودنش
نیازمندم
دیدگاه ها (۱)

با چشمانم دویدمدر را پلک زدموپنجره رابرای باز شدن...نبض آینه...

بعضی ها چقدر عجیبند با یک اتفاق میان و میشینن ته ته دل آدمخو...

اگر زنی را برای همیشه رها کنیتا مدت ها بسیار غمگین استاما اگ...

ﻋﺸﻘﯽ ﺑﻪ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﯾﮏ ﺣﺎﻓﻈﻪﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺁﻥ ﻣﺎﻫﯽ ﮔﻠﯽﺩﺭ ﺁﻥ ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﭼ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط