احساس رقابت، احساس حقارت است، بگذار که هزار تیر انداز به

احساس رقابت، احساس حقارت است، بگذار که هزار تیر انداز به روی یک پرنده تیر
بیندازند! من از آن که دو انگشت بر او باشد انگشت برمی دارم. رقیب، یک آزمایشگر
حقیر بیشتر نیست، بگذار آنچه از دست رفتنی است از دست برود...!!!
دیدگاه ها (۲)

ﻣﻦ : ﺍﻟﻮﻭ .. ۱۱۰؟ﭘﻠﯿﺲ : ﺑﻠﻪ ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ؟ﻣﻦ :ﻣﻨﻮ ﺑﺰﻭﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﻧﮕﻪ...

در ترس هم زیبایی نهفته است...

بــﻪ ﺑﻌﻀﯿــــــــــــﺎم باس ﮔـﻔــــــــــــﺖ....↓↓مـــﺎ ﺍﺻــ...

به بعضیااااااا باااااس گفت:فاااااااز خود را بااااااااا رسم ش...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

گاهی آنچه مسیر یادگیری کودک را باز می کند، آموزش بیشتر نیست؛...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۴‌آنیا لرزش دست‌هایش...

مرد بی رحم

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

رقیب کوچولوی جیمین... عصر همان روز...جیمین نقشه‌ای کشیده بود...

پارت 2

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط