تا ک بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی هم نفسی .

تا ک بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی هم نفسی .
تاکه رفتیم همگی یار شدند تا که خفتیم همه بیدار شدند.
دیدگاه ها (۲۰)

ملکه ی آدمیزاد و سه پادشاه خوناشام

دیروز با مامانم اینا رفتیم خونه بغلیه مامان بزرگم تا ۲ ۳ یا ...

رمان : آیدل من پارت :«3»ویو «ا/ت»با صدای هشدار ساعتم از خوا...

֗ ‌ ‌🌑 ‌ ‌܏ ‌ ‌ٯردا ك‌‍ہ چشم بگشایم،از تپۀ روبہ‌رو سرازیر خو...

رمان دخت من

رئیس دوست داشتنی من پارت سومصبح بود من با صدای آلارام گوشیم ...

رمان تو خود منی

لایو کیم 😭💋🐻صبح بخیر به همگی🐻اینجا صبحه و من تازه از خواب بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط