دو قطب مخالف💙🧡

دو قطب مخالف💙🧡
پارت بیست و ششم✨️💫
# قسمت ۲۶: «ایتاچی» 🔥❄️

**صحنه ۱ - بیرونی: محوطه‌ی دانشگاه - بعدازظهر**

یه ماشین مشکی جلوی دانشگاه وایمیسته. ساسکه که داره با ناروتو راه میره، خشک میشه.

**ناروتو:** *(با تعجب)* چی شد؟

از ماشین یه مرد بلندقد با موهای مشکی بلند پیاده میشه. شبیه ساسکه‌ست، ولی چشماش آرومتره.

**ایتاچی:** *(با لبخند کمرنگ)* سلام ساسکه.

**ساسکه:** *(خشک)* ایتاچی. اینجا چیکار می‌کنی؟

ایتاچی نگاهش میره سمت ناروتو - مخصوصاً گردنش. ابرویی بالا میندازه.

**ایتاچی:** *(آروم)* اومدم ببینم چه خبره. و به نظر میاد خبرای جالبیه.

---

**صحنه ۲ - داخلی: کافه - کمی بعد**

هر سه نشستن. ناروتو کمی معذبه، ایتاچی با اون نگاه آروم و تیزش بهش نگاه می‌کنه.

**ایتاچی:** *(به ناروتو)* پس تو همونی که ساسکه انتخاب کرده.

**ناروتو:** *(گیج)* یعنی چی انتخاب کرده؟

**ایتاچی:** *(لبخند)* ساسکه هیچوقت به کسی اجازه نمیداد بهش نزدیک بشه. تا الان.

ساسکه با اخم به ایتاچی نگاه می‌کنه.

**ساسکه:** کافیه.

**ایتاچی:** *(بی‌خیال، به ناروتو)* مراقبش باش. زیر اون ظاهر سرد، خیلی راحت آسیب میبینه.

ناروتو به ساسکه نگاه می‌کنه. ساسکه دیگه اخم نمی‌کنه، فقط نگاهشو گرفته.

**ناروتو:** *(آروم، صادقانه)* میدونم. مراقبشم.

**پایان قسمت ۲۶**🌺
دیدگاه ها (۲)

دو قطب مخالف💙🧡پارت بیست و هفتم✨️💫# قسمت ۲۷: «حسادت» 🔥❄️**صحن...

دو قطب مخالف💙🧡# قسمت ۲۸: «اوبیتو» 🔥❄️**صحنه ۱ - داخلی: راهرو...

دو قطب مخالف💙🧡پارت بیست و پنجم✨️💫# قسمت ۲۵: «همه میفهمن» 🔥❄️...

دو قطب مخالف💙🧡پارت بیست چهارم✨️💫# قسمت ۲۴: «پیوند» 🔥❄️**صحنه...

دو قطب مخالف💙🧡پارت هجدهم✨️💫# قسمت ۱۸: «برگشت» 🔥❄️**صحنه ۱ - ...

دو قطب مخالف💙🧡پارت بیست و دوم✨️💫# قسمت ۲۲: «heat» 🔥❄️**صحنه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط