شب شد

شب شد
دلم ترسید ...

مَـن دوباره ترسیدم ...

هیچ چیز
برایِ بیان حقیقت درون من
قابـل گفتن نیست . .

میترسم !
از تمام چیزهایی که
دیده ام وَ شنیده ام . . .

میترسم !
از این شب
از ایـن ادم هــا . . .

از تمام کسانی که جز من نیستند
وَ
بودنشان فقط صرف بودن است . . .

من
اینجا نیستم
روح من در تن نیست . . .
دیدگاه ها (۲)

🚩 یک مخالف تا کجا اجازه داره مخالف بمونه؟🗣 آزادی بیان فقط ای...

«بهرام محمدی؛ جانبازِ میدانِ نبرد، میراث‌دارِ مکتبِ علی(ع) و...

بدترین زخم ها آنهایی نیستند که بر تن مینشینند؛ بلکه همانهایی...

عاشقانه های شبنم

سلاممممم

سلامم راستش این پستای آخرمه و دیگه قرار نیست یه مدت پست بزار...

دوباره بگم آراس یک سبک زندیگه ✨️خیلی وقته اینجوری شدم. هرکس ...

...هعییی خستم شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط