(Start Again)

(Start Again)
Part12
چشمامو باز کردم از بوی الکل و فضای سفید فهمیدم بیمارستانم یادم اومد که چاقو خورده بودم به کنارم نگاه کردم نامجون بود! اینجا چیکار میکرد به صورتش نگاه کردم خواب بود همینجوری بهش زل زده بودم که صدای در اومد جیهوپ و یوری بودن نامجون با صدای در بیدار شد به من نگاه کرد
جیهوپ سریع اومد سمتم آروم بغلم کردم
×لنا خوبی جون به لبم کردم
خنده ای کردم
+من خوبم هوپی نگران نباش
بعدش یوری با گریه اومد بغلم
÷لناا میدونی چقدر نگران شدم دختر
+یوری داری گریه می‌کنی گریه نکن ببین من خوبم خودت می‌گفتی من هفتا جون دارم
یوری همینطور که گریه میکرد با این حرفم خندید
که با صدای نامجون به طرفش برگشتم
ـ خوبی؟
یکم نگاش کردم
+خوبم..
×لنا اونی که بهت چاقو زد کی بود می‌شناختیش؟
+نه نفهمیدم کیه صورتش پوشنده بود
×باشه نگران نباش گیرش میاریم تو فقط استراحت کن
لبخندی بخش زدم
ـ من دیگه میرم پس دی نیم بهم زنگ زد
×منم میام باید بفهمم اون روانی کیه یوری تو میتونی پیش لنا بمونی؟
÷آره برین نگران نباشین
نامجون و جیهوپ رفتن حالا فقط یوری بود و لنا
+یوری؟
÷بله؟
+خبریه؟
÷چه خبری؟
+تو و جیهوپ باهمین؟
÷چی؟ نه
+دروغ نگو
÷هی خب آره ولی اون اعتراف کرد منم از خدا خواسته قبول کردم
خنده ای کردم
+پس حسم درست بود زن داداش عزیزم من خیلی زرنگم حواست به خودت باشه
÷کوفت




#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۰)

فالوشه🎀✨@aren2008

سلام قشنگا✨من فیک نامجون تو تلگرامم تموم کردم دیگه میزارم تو...

(Start Again)Part10نیم ساعتی گذشته بود که لنا اتاق عمل بود ک...

(Start Again)Part3اون؟ جیمین بود و اعضا همه کنارش بودن جیمین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط