آسیمه سر رسیدی ، از غربت بیابان/

آسیمه سر رسیدی ، از غربت بیابان/

دل خسته دیدمت از آوار خیس باران/

وا مانده در تبی گنگــ ، ناگه به من رسیدی/

من خود شکسته از خود، در فصل ناامیدی/

در برکه ی دو چشمت نه گریه و نه خنده/

گم کرده راه شب را، سرگشته چون پرنده ..
دیدگاه ها (۱)

آسیمه سر رسیدیاز غربت بیاباندلخسته دیدمت درآوار خیس بارانوام...

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایت هجران غری...

🌱 🌞 ازین خزانِ ملتهب و سایه های آتش وارمرا به فصلِ زمستانِ ...

دلم گرفته از این آسمان تار غریباز این هوای مه آلودِ بی قرار ...

دلم گرفته از این آسمان تار غریباز این هوای مه آلودِ بی قرار ...

تو مثل خواب نسیمی به رنگ اشک شقایقتو مثل شبنم عشقی به روی پو...

تو مثل خواب نسیمی به رنگ اشک شقایق تو مثل شبنم عشقی به روی پ...

به سکوت و خلوت دشت      همنشین برکه ای خشکمانده تک درخت تنها...

دلقک ها بدبختند، آقای دکتر. یعنی از نهنگ ها بدبخت تر، دلقک ه...

اجازه هست که اسم تو را صدا بزنم؟و من صدای یواشی در اضطراب ِم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط