#لونه #تخم #خوشرنگ #خاطره:یه روز عصر با دخترعموها رفتیم ب

#لونه #تخم #خوشرنگ #خاطره:یه روز عصر با دخترعموها رفتیم باغ انگور در حین انگور چیدن من این لونه رو پیدا کردم تخماش خیلی خوشرنگ و ناز بود بدجور به دلم نشستن وسوسه شدم و لونه رو برداشتم امابعد ناراحت شدم که مادرشون باهزار امید میاد میبینه لونه و تخماش نیست تصمیم گرفتم بزارم سرجاش اما هرچی گشتم ندونستم بین کدوم درخت بود😔 و به ناچار اوردم خونه 😕
دیدگاه ها (۱۴)

دوستدارممممم😘😘😘😘خیــــــــــــــ💋💋💋💋لــــــــــــی💋💋💋زیاد 💞💞...

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

ای حامی هر تنها خدا.

معین در آخرین کنسرت خود نه تنها اجازه ورود پرچم شیر و خورشید...

من از عشق بارون به دریا زدم🥺به بارونو به آسمون دعوتیم🫠چه مهو...

𝑩𝒊𝒓 𝒈ü𝒏 𝒉𝒆𝒓 ş𝒆𝒚 ç𝒐𝒌 𝒈ü𝒛𝒆𝒍 𝑶𝒍𝒖𝒄𝒂𝒌..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط