ماندم به خماری که شراب تو بجوشد

ماندم به خماری که شراب تو بجوشد
پس مست شود در خم و از خود بخروشد

آنگه دو سه پیمانه از آن می که تو داری
با من به بهایی که تو دانی بفروشد


مستم نتوانست کند غیر تو بگذار
صد باده به جوش آید و صد بار بکوشد

وقتی که تو باشی خم و خمخانه تهی نیست
بایست دعا کرد که سرچشمه نخوشد

مستی نبود غایت تأثیر تو باید
دیوانه شود هر که شراب تو بنوشید

مستوری و مست تو به یک جامه نگنجد
عریان شود از خویش تو را هر که بپوشد .
پگاه (دیبازر در اوستا صفت اهورا مزدا است) به نیکی وروزگارتان شاد وسراسرعشق وامید
دیدگاه ها (۲۰)

ماندم به خماری که شراب تو بجوشدپس مست شود در خم و از خود بخر...

ماندم به خماری که شراب تو بجوشدپس مست شود در خم و از خود بخر...

ماندم به خماری که شراب تو بجوشدپس مست شود در خم و از خود بخر...

ماندم به خماری که شراب تو بجوشدپس مست شود در خم و از خود بخر...

ماندم به خماری که شراب تو بجوشدپس مست شود در خم و از خود بخر...

تقویم را معطل پاییز کرده استدر من مرور باغ همیشه بهار تواز ب...

NEW POST

بچه ها اینو من و مامانم کشیدیم نظرتون داخل کامنتا بگین

گلدون پینترستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط