اسم عشق یک مافیا

اسم عشق یک مافیا
پارت ۱۶
جونگ کوک: اوهه برگه ها ..... انگار خیلی صمیمی هستن بچه ها تون
پارک: ممنون.......آره از بچگی اینجوری هستن
جونگ کوک: خدانگهدار
پارک: خدانگهدار
ویو کوک: اههه هرزه چقدر خوب با پسرا گرم می گیره......کارم سخت تر شده عموش یکی از بزرگترین سیاست مدار های کشوره چطور می تونم بدزدمش
ولی این دختر باید ادب کنم هر جور شده
ویو رونا: امروز خیلی خوش گذشت بعد از کلی گشت گذار به سمت خونه ما رفتیم در زدیم که داداش در باز کرد
سوجون: اوه پسر عموی گلم
هان : خوش اومدم..... نمی خوای دعوت کنی تو ( خنده )
سوجون: بیا تو ..‌‌‌‌‌...پسر دلم تنگ شده بود ( بغلش کرد)
هان: منم...‌منم چه خبر دوست دختر مختر نداری ( خنده)
سوجون: من که دارم ....از تو چخبر دخترای خارجی دلت بردن یا نه ( خنده)
هان: نه بابا چه دختری فقط بار دیسکو ( خنده)
سوجون: اوه اوه ( خنده )
رونا: چرا شما دوتا بهم می رسین لاشی می شید من چی من یادتون رفت من قهرم ( کیوت)
سوجون و هان: ( خنده)
سوجون: آجی حسودی نکن
هان: اعع به آجی جونم نگو حسود ...‌‌..بیا بغلم تو قهر نکن
سوجون: آدم فروش ( خطاب به هان )
هان:( آروم گفت) اگه قهر کنه بابام پدرمون در میاره 😂
سوجون: اهههه......خواهری بیا بغلم ما دوتا غلط کردیم
رونا: نمی خوام......میرم حاضر بشم بریم پیش عمو
سوجون و هان: باشه ( پوکر از ترس پوکر شدن )
بعد که حاضر شدن به سمت خونه عمو رفیتم تو راه هر کاری می کردن رونا باهاشون حرف نمی زد که رسیدن....................



اسلاید ۲ لباس از داخل خونه عموش
دیدگاه ها (۲)

پارت پنجمیسو: خانم لیننامجوک: خانم لین داداشش تهجون مردهکوک:...

در ون ها باز شد که با عمه هام ودوتا دیگه از عمو هام مواجه شد...

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

🐿: من از بدو تولد حتی یه بار هم حرف زشت نزدم🦙: هان، گلوت خشک...

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

پارت پنج

ویو تهیونگ بعد از غذا:بند شدیم و اماده شدیم.تو ماشین بودیم ک...

پارت 18 رمان❤ عشق مدرسه ای ❤هیونجین: اها ویو ساعت 9 وقتی میخ...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط