از طریق پله ها که خیلی هم زیاد نبودن وارد طبقه دوم شدیم

𝐦𝐢𝐧𝐞
#𝐦𝐢𝐧𝐞
𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁶


از طریق پله ها که خیلی هم زیاد نبودن وارد طبقه دوم شدیم
یه اتاق با ترکیب زرشکی و مشکی بود
خیلی شیک بود
کیم بزرگ روی صندلی ای که کنار میز قمار بود نشسته و تهیونگ هم مثل بادیگارد ها کنارش بود
تا مارو دید از روی صندلی بلند شد

پدر بزرگ : اووووو جئون سلام ..... خیلی وقت بود ندیده بودمت .... چقدر عضله در آوردی مرد

رئیس جئون : سلام ...... به لطف پسر جونگ کوک

بعد پدرم به من اشاره کرد
که کیم بزرگ از بالا به پایین منو دید زد
برای جهت احترام یه لبخند ضایع زدم😁

پدر بزرگ : خودش از تو گنده تره

بعد هر دوشون زدن زیر خنده
یه لحظه چشمم به تهیونگ افتاد که داشت سوسکی می خندید
ای احمق....
به طرفش رفتم و سلام دادم

جونگ کوک : سلام دوستی که همیشه منو می خنده

تهیونگ : وای 🤣🤣...... عاشق اون طرز خنده تم ( از خنده پا‌ره می شه )

جونگ کوک : خنده و درد .... بی شعور

یکی محکم زدم به بازوش

تهیونگ : غلط کردم 😐

بعد دستشو رو جایی که زدم گذاشت

تهیونگ : آخه مگه میشه تو سه ماه اینقدر زور یه آدم زیاد بشه ..... مطمئنم الان بازوم سالم نیست باید برم دکتر

همینجوری داشتیم حرف می زدیم که صدای پدرم توجه‌م رو جلب کرد و بهش نگاه کردم

رئیس جئون : جونگ کوک ... وسایل هارو بیار
دیگه شروعش کنیم

باشه ای گفتم و به کمدی که تمام وسیله های قمار توش بود رفتم
هر چیزی که لازم بود رو برداشتم و روی میز قمار چیدم

جونگ کوک : حاضره پدر

بعد اینکه اینو گفتم رفتم پشت پدرم که روی صندلی نشسته بود خبر دار مثل بادیگارد های شخصی وایستادم
تهیونگ هم همینطور

پدرم دستشو روی میز جمع کرد و تکیه شو از صندلی گرفت
خیلی جدی مکالمه ای رو شروع کرد

رئیس جئون : خب ..... کیم تو سر چی شرط بندی می کنی؟


ادامه دارد...

#مال_من
دیدگاه ها (۱)

𝐦𝐢𝐧𝐞#𝐦𝐢𝐧𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁷رئیس جئون : خب ..... کیم تو سر چی شرط بندی می...

𝐦𝐢𝐧𝐞#𝐦𝐢𝐧𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁸رئیس جئون : قبوله ( لبخند پیروزمندانه )پدر بز...

𝐦𝐢𝐧𝐞#𝐦𝐢𝐧𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭 ⁵( ویو جونگ کوک )بلاخره شبی که خیلی منتظرش بود...

𝐦𝐢𝐧𝐞#𝐦𝐢𝐧𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ⁴[ فلش بک به یه شب پیش ]( ویو تهیونگ )حس عجیبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط