تا خیالت

تا خیالت
از خیالم می گذشت
رنگ پاییزی
به جانم می نشست
در خم رویا
خمارت می شدم
باز بیمار و دُچارت می شدم
در درونم ریشه کرد
چشمان تو
از همان روز
که شکارت می شدم
#شهزاد
دیدگاه ها (۸)

بُغض من از رویای چشمانت بارانی است حافظ ترین فالم که در قافی...

نه با طوفان باید ماند نه عشق را باید از خود راند که من عمریس...

کسی دیگر نشانم را نمی داند کسی دیگر سکوتم را نمی خواند هوای ...

از خاطرات ِ پر ز درد ، دارم دلي پُر شده از سوداي او ، هر مح...

یادگاری از عشق

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.5  (روایت از زبان نویسنده)--...

شوهر‌های شیطان‌من ( درخاستی ) پارت ۲.سه روز گذشت.هر روز برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط