عشق مافیایی

!♡عشق مافیایی♡!
!♡𝓜𝓪𝓯𝓲𝓪 𝓵𝓸𝓿𝓮♡!
p19♡
که ته هنوز خوابه...
& : ای خوابالو!
خواستم پاشم که نزاشت...
~ : من خوابالو ام؟
& : آره دیگه...
~ : یه کاری نکن یه کاری کنم هرکاری کنی نتونی کاریش کنی...
& : ها؟
~ : حوصله ندارم تکرار کنم پس هیچی...صبونه چی بخوریم؟
& : گشنه...چمیدونم...
~ : من میرم بیکن و تخم مرغ درس کنم...
& : منم لباس عوض کنم میام...
~ : باش...
(راوی ویو)
تهیونگ رفت پایین و ا.ت داشت لباس عوض میکرد(اسلاید دوم)که گوشی تهیونگ زنگ خورد...مکالمه :
& : الو؟
× : الو؟ا.ت تویی؟
& : بفرمایید؟
× : ا.ت یا بهتره بگم زن داداش*-*من جونگ کوک ام...دست راست ته...
& : آها خوشبختم...خوب چیکارش داری؟
× : باید بریم ماموریت...بهش بگو تا ۱ ساعت دیگه حاضر باشه...
& : عوم باش...بای!
× : بای!
(ا.ت ویو)
رفتم پیش تهیونگ داشت غذارو هم میزد...رفتم از پشت بغلش کردم...
~ : دیر کردی...
& : کوک زنگ زد به گوشیت...
~ : خوب؟
& : جواب دادم...
~ : چی گفت؟
& : از دستم عصبانی نیستی؟
بلندم کرد و گذاشتم رو اوپن...
~ : نه:)حالا بگو چی گفت؟
& : گفت تا یک ساعت دیگه آماده باش میخوایید برید ماموریت.................


(تا پارت بعدی خدانگهداااااااااار:/♡)
دیدگاه ها (۲۷)

(بچه ها خیلی کم حمایت میکنید...اصن نمیشه کامنتا و لایکا خیلی...

نفر بعدی هیتران...! بچه ها هیترع...دیگه با خودتون...هرکی عمل...

شما فقط یه آیدل بودید وقتی مردین عاشقتون شدیم۴💔💔

به یاد مونبین ۳۵...💔💔💔

Part 12ا،ت ویو باورم نمیشه چقدر احمق بودم که باورم شد جونگ ک...

{عشق ممنوعه}~~~*part ⁹*. ...

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹¹*. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط