۲ ستاره و ۳ ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت۴۸

دمیتریوس:جدی ایی؟
آیسا:حیلیم جدی ام چیزی که توبخریش رو میریزم دور
دمیتریوس[چقدر لجبازه این دختر]:باش
و داشتن میرفتن که
آیسا دوید :آنیا: اونو ببین
پاش گیر کرد و دنیل گرفتش
انقد نزدیک بودن که نفساشون بهم میخورد
دمیتریوسم فقط با عصبانیت نگاشون میکرد
بکی:لازم هست از اینم عکس بگیرم؟
آیسا:او ببخشید
دنیل:اشکالی نداره
دامیان:اگه تموم شد بریم
ایسا:چی تموم شد؟
دامیان:اینکه گرفتت دیگه
آیسا[اوففف]
بکی:بچه ها اونجا یه کافه هست بریم؟ خیلی معروفه پاساژ ویولت خیلی چیز داره ها
آیسا[فلش بک به اون صحنه مدلینگ اههه جرا انقد باید از این پاساژ بدم بیاد بخاطر اون]
همه:بریم
بکی کاری کرد که جوری بشینن
ردیف اول بکی انیا دامیان
دریف دوم دمیتریوس آیسا دنیل
یعنی دیگه ردیف اول و دوم رو به رو نشسته بودن
آیسا🍅(دهان لرزه):میشه من...من یه جای دیگه بشینم؟؟؟
آنیا: بشین دیگه نشستیما
آیسا: باشه خب
گارسون:عه برادارن دزموند اینبار با دوست دختراشون اومدن؟
آیسا و انیا داد:اصلنم اینطور نیست🍅
دمیتریوس زیر لب اروم:شاید اینطور باشه
آیسا[هم شروع کرد ایشششش]:نیستا
گارسون:خب چی سفارش میدین منو رو بیارم براتون

خب خب گفتم یه پارت بزارم چون فردا بیرونم حمایت ها پایین اومده من نیستم جبران کنید دوستون دارمم❤️✨️🫶🏻
دیدگاه ها (۳)

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۴۷و رفتن تویه مغازه همچی فروشیکلی لباس ام...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۴۶بکی:انیا ایسا بیاین بریم این مغازه آنیا...

۲ ستاره و ۳ ماه(فکر کنم دیگه منظورمو از اسم رمان فهمیدین اگه...

۲ستاره و ۳ ماهپارت۲۳لباس پوشیدن و رفتن تو حیاطلباسشون اسلاید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط