دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت

دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت


ما را به چشم کرد که تا صید او شدیم
زان پس به چشم رحمت بر ما نظر نداشت‎‌‌‌...
دیدگاه ها (۳)

نازنین بانو.....خیلی آقایی نازنین بانواینقدَر احترام لازم ن...

لب که می گشاییغنچه های لبتمی رسند!به "دوستت دارم"های آرمیده ...

دوست داشتن یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونه ست. اولش عاش...

حسرت یعنی....حتی از دور دیدنت همبرایم رویایی ستشیرین...و آرز...

روزی به دلبری نظری کرد چشم من زان یک نظر مرا؛ دوجهان از نظر ...

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگویچون ترا از دل من نیست خبر هی...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط